نام انگلیسی: Persian Leopard

نام علمی: Panthera pardus saxicolor

  پلنگ را باید آمیزه ای منحصربفرد از زیبایی، ابهت، قدرت و وقار دانست، قوی و درعین حال چابک و سریع، با حمله های کشنده. کوهستان عرصه حضور اوست، همه جا هست. هروقت حضور آنرا در نزدیکی خود حس کردی، شک نکن. البته این زیبای نامرئی پیش از آنکه تو آنرا ببینی، او تو را دیده و بدون آنکه بفهمی و جانوران دیگر بفهمند، آهسته از میان تخته سنگها آنجا را ترک کرده است تا همیشه بدانیم که سلطان مغرور کوهستانها دوست ندارد کسی او را ببیند. شب هنگام بر سر کوه ها می رود و می غرد تا همگان بفهمند که این قلمرو مالکی دارد، مالکی که حضور هیچ رقیب دیگری را در عرصه خود برنمی تابد. او حاضر است تا پای جان برای دفاع از آن بجنگد.

پلنگ بزرگترین گربه سان دنیاست که در ارتفاعات بلند کوهستانی زندگی می کند و همین بالا و دور از دسترس بودن آن باعث گردیده که انسان آنرا شکارگری مغرور بداند. تعبیری که باعث شده از دیرباز مثلهای مختلفی در میان مردم سینه به سینه نقل شود. می گویند پلنگ آنقدر مغرور بود که برای آنکه از تمامی جانوران بالاتر باشد، از بلندترین کوه ها بالا رفت و از اینکه همه را زیرپای خود می دید، به خود می بالید. ولی شب هنگام دید که ماه در دل آسمان از آن بالاتر است، پس پرید تا بتواند ماه را نیز تحت سیطره خود درآورد، غافل از آنکه به ته دره سقوط کرد و کشته شد. شاید همین داستان خود ریشه نگرش ما درباره انسانهای مغرور نیز باشد. این جانور زیرک و چالاک، در اکثر مناطق ایران زیست می کند، ولی متأسفانه آینده آن روشن نیست.

وقتی پلنگ ها پا بر زمین گذاشتند …

به اعتقاد دیرین شناسان دو خانواده مهم گوشتخواران یعنی گربه سانان و سگ سانان، دارای منشأ مشترکی بوده و حدود ۵۰ میلیون سال پیش از یک جد مشترک جدا شده اند، چراکه سنگواره هایی که خصوصیات هر دو خانواده را داشتند، تقریبا مربوط به این زمان بودند. دانشمندان با بررسی تفاوتهای کمی در ژنها و توالی DNA در سگ سانان و گربه سانان، توانسته اند برآورد کمی مناسبی از جهشهایی که در این دو خانواده طی ۴۰ میلیون سال گذشته رخ داده را مشخص نمایند.

اکثر محققین بر این عقیده اند که گربه ای با نام Pseudaelurus که حدود ۹ تا ۲۰ میلیون سال پیش می زیسته آخرین جد مشترک گربه سانان امروزی بوده است (البته لازم به ذکر است که Pseudaelurus نخستین گربه نیست، گربه های دندان خنجری به حدود ۳۵ میلیون سال پیش بازمی گردند، ولی تمامی نوادگان آنها منقرض شده اند). مطالعات مولکولی اخیر مبین آنست که تمامی گربه های امروزی از یکی از چندین گونه Pseudaelurus که حدود ۱۱ میلیون سال پیش در آسیا می زیسته، تکامل یافته اند.

حدود ۴ تا ۶ میلیون سال پیش اشتقاق تدریجی گربه های بزرگ و متوسط جثه آغاز شد و حدود ۸/۱ تا ۸/۳ میلیون سال پیش منجر به ظهور گربه های بزرگ، از جمله پلنگ گردید. پلنگها در بخشهای وسیعی از قاره آسیا پراکنده شده و از طریق پل های زمینی دو سر دریای سرخ، به آفریقا رفته و تمامی زیستگاه های قابل سکونت این قاره سیاه را به اشغال خود درآورند.

جایگاه پلنگ در میان گربه سانان

پلنگ یکی از ۳۷ گونه گربه سانان دنیا محسوب می گردد (البته برخی از متخصصین اعتقاد دارند که این خانواده ۳۶ عضو دارد). اعضای این خانواده در تمام نقاط جهان به جز استرالیا، قطب شمال و قطب جنوب زندگی می‌کنند. در گذشته در ایران ۱۰ گونه گربه سان زندگی می‌کردند که با انقراض شیر ایرانی و ببر خزر، امروزه پلنگ بزرگ جثه ترین گربه سان کشور محسوب می گردد.

با این اوصاف وضعیت رده بندی پلنگ ایرانی بطور خلاصه به قرار زیر می باشد:

رده بندی سیستماتیک زیرگونه پلنگ ایرانی

نام فارسی

نام علمی

شاخه

مهره‌داران

Vertebrata

رده

پستانداران

Mammalia

راسته

گوشتخواران

Carnivora

خانواده

گربه‌سانان

Felidae

زیرخانواده

گربه های بزرگ

Pantherinae

جنس

پلنگ

Panthera

گونه

پلنگ

pardus

زیرگونه

ایرانی

saxicolor

 

براساس حوزه پراکنش جغرافیایی و تغییرات ظاهری، از گذشته تاکنون پلنگ همواره موردتوجه متخصصین رده بندی بوده و به دلیل حوزه انتشار وسیع و تنوع رنگ و خالها، تا ۲۷ زیرگونه (۱۳ زیرگونه در آفریقا و ۱۴ زیرگونه در آسیا) شناسایی و طبقه بندی شده اند، ولی مطالعات ژنتیکی در یک دهه اخیر مبین آن بوده که پلنگهای سرتاسر دنیا متعلق به ۹ زیرگونه هستند که عبارتند از:

۱.                  پلنگ آفریقایی  P.p.pardus

۲.                  پلنگ عربی  P.p.nimr

۳.                  پلنگ آمور یا خاور دور   P.p.orientalis

۴.                  پلنگ شمال چین  P.p.japonensis

۵.                  پلنگ جنوب چین  P.p.delacouri

۶.                  پلنگ جاوه  P.p.melas

۷.                  پلنگ سری لانکا  P.p.kotiya

۸.                  پلنگ هندی P.p.fusca

۹.         و …. پلنگ ایرانی P.p.saxicolor که از هندوستان به غرب آسیا، تمامی پلنگها را شامل می شود (به استثنای شبه جزیره عربستان)

پراکنش

در میان گربه سانان بزرگ دنیا، پلنگ از گسترده ترین پراکنش جغرافیایی برخوردار است. در گذشته در شمال آفریقا و همچنین عمده قسمتهای جنوب صحرای بزرگ آفریقا وجود داشت. خارج از آفریقا، گستره پراکنش پلنگ به سمت شرق تا آسیای صغیر، ایران، هندوستان، سری لانکا، آسیای جنوب شرقی، چین، تبت و خاور دور و روسیه امتداد داشت ولی امروزه محدوده پراکنش آن بسیار محدودتر شده است.

بقایای سنگواره های پلنگ در نهشته های پلئیستوسن در سرتاسر اروپا، خاورمیانه، هندوستان، جاوه و آفریقا یافت شده و شواهد سنگواره ای نشان از آن دارد که پلنگهای جاوه و فلسطین بسیار بزرگتر از ریختهای امروزی بوده اند. براساس اعلام مجامع جهانی، این گونه را در ایران، افغانستان و پاکستان می توان “نادر”، در فلسطین، عمان، عربستان سعودی، قفقاز، یمن و ترکمنستان “درمعرض خطر” و در عراق، کویت، لبنان، قطر، ترکیه، امارات عربی متحده، اردن و سوریه “منقرض شده” طبقه بندی نمود. عراق نیز از کشورهایی بوده که تا همین اواخر وجود پلنگ در آن مشکوک بود، ولی با کشته شدن یک پلنگ در اثر برخورد با مین ضدنفر در سال گذشته در سلیمانیه، حضور پلنگ در آن دوباره قطعی شد.

پراکندگی پلنگ در ایران بسیار قابل توجه است، تمامی استانهای ایران میزبان این گربه بزرگ هستند، هرچند که هنوز بررسی های بیشتری برای کسب اطمینان از حضور پلنگ در استان همدان نیاز است.

وضعیت پلنگ در دنیا

وضعیت پلنگ در مناطق مختلف دنیا بسیار متضاد می باشد. بطوریکه در برخی بخشهای گستره پراکنش این جانور “شدیدا درخطر” انقراض است، حال آنکه در برخی نقاط دیگر به عنوان یک آفت شمرده می شود. در فاصله سالهای ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۲، تمامی پلنگها به عنوان آسیب پذیر در لیست سرخ طبقه بندی شده و تجارت بین المللی پلنگ ممنوع اعلام گردید. با این حال، از سال ۱۹۸۳ به چندین کشور آفریقایی اجازه داده شد که تعداد محدودی مجوز شکار تروفه پلنگ صادر نمایند. پلنگ درحال حاضر در ضمیمه شماره ۱ CITES قرار دارد و برای ۱۳ کشور آفریقایی سهمیه ای به میزان ۲۵۹۰ پلنگ در سال برای شکار توسط شکارچیان صادر می شود. این جانور در حال حاضر به عنوان یک گونه حمایت شده در کشور بوده و شکار آن قاچاق محسوب می گردد. از نظر اتحادیه جهانی حفاظت، وضعیت پلنگ ریسک کم/نزدیک به تهدیدشده (LR/nt – Near Threatened) می باش، ولی درسطح خردتر اگر وضعیت هر زیرگونه به صورت مجزا مورد بررسی قرار گیرد، دربسیاری از مناطق درحال نابودی است. زیرگونه پلنگ ایرانی “درمعرض خطر” انقراض طبقه بندی شده و به هیچ وجه به وفور پلنگ در آفریقا یا هندوستان نمی باشد. درمورد وضعیت جمعیت پلنگ در آفریقا آمار دقیقی وجود ندارد و بیشترین آماری که ذکر می شود، حدود ۰۰۰/۷۰۰ پلنگ در قاره آفریقاست که با استفاده از مدلسازی آماری چنین آماری را ارائه دادند. در هندوستان، براساس اندازه گیری ردپاها که در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت، ۹۸۴۴ پلنگ برآورد شد. در کشورهای عربی، زیرگونه ای از پلنگ زیست می نماید که از سایر زیرگونه ها کوچک جثه تر است و جمعیت آن در سرتاسر شبه جزیره عربستان کمتر از ۲۰۰ فرد می باشد، ولی بدون شک، درمعرض خطرترین زیرگونه پلنگ دنیا، پلنگ آمور یا خاور دور است. از این زیرگونه که در بخشهای شرقی سیبری و همچنین کره زیست می کند، تنها جمعیت کوچکی باقیمانده که مهمترین زیستگاه آن در روسیه سالهاست که از ۳۵ فرد فراتر نرفته است.

جدول وضعیت جمعیت زیرگونه های مختلف پلنگ

نام زیرگونه

برآورد جمعیت

وضعیت براساس طبقات IUCN

ایرانی

۸۷۱ تا ۱۲۹۰

EN

سری لانکا

۷۰۰ تا ۹۵۰

EN

جاوه ای

۳۲۳ تا ۵۲۵ (کمتر از ۲۵۰ فرد بالغ زادآور)

CR

عربی

<200

CR

آمور

<100

CR

آفریقایی

۰۰۰/۶۰۰ تا ۰۰۰/۹۰۰ (بطور متوسط ۰۰۰/۷۰۰)

?

جنوب چین

؟

?

شمال چین

؟

?

هندی

۹۸۴۴

?

ایران، آخرین امید پلنگ در غرب آسیا

در سال ۲۰۰۵ برآورد شد که کمتر از ۱۳۰۰ پلنگ در غرب آسیا درمحدوده ای که قفقاز، ترکمنستان، جنوب روسیه، پاکستان، افغانستان و ایران را در برمی گیرد، زیست می نماید. نکته قابل توجه آنست که حداقل ۶۰ تا ۷۰ درصد این جمعیت، در داخل مرزهای ایران می باشد. ایران بدون شک آخرین قلمرو زیستا برای پلنگ ایرانی در غرب آسیا به شمار می رود.

بیش از ۳۰% جمعیت پلنگ در ایران، در شمال شرقی کشور وجود دارد، استانهای خراسان رضوی و شمالی، گلستان، مازندران و سمنان هنوز بیش از بسیاری از دیگر استانها پلنگ دارند. در جنوب، فارس را باید پرجمعیت ترین استان کشور در نیمه جنوبی کشور دانست. در جنوب شرقی کشور، اطلاعات بیشتری درخصوص وضعیت و پراکنش پلنگ در استان پهناور سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر بدست آمده و حداقل ۵ منطقه در سرتاسر این استان، زیستگاه پلنگ می باشد. در شمال شرقی ایران، آذربایجان شرقی متراکم ترین استان از حیث پلنگ است و منطقه کیامکی شناخته شده ترین زیستگاه این استان می باشد. در مرکز ایران، شهرستان بافق یزد معتبرترین زیستگاه این گربه سان در میان استانهای کویر مرکزی (مانند اصفهان و یزد) می باشد. ولی اطلاعات موجود درباره بزرگترین گربه سان ایران از غرب کشور بسیار ضعیف است. درباره پلنگ کرمانشاه و کردستان کمتر سخن گفته شده و به نظر می رسد ایلام از این نظر اطلاعات بیشتری را در دسترس دارد. در جنوب، استانهای هرمزگان، بوشهر و خوزستان، پیش از آنکه آخرین انشعابات زاگرس وارد جلگه های ساحلی شوند، می توان آثاری را از پلنگها رؤیت نمود. درمجموع، شاید به جرأت بتوان گفت که اکثر مناطق کوهستانی و جنگلی کشور زیستگاه پلنگ بوده و عمدتا هستند و تقریبا تمامی استانهای کشور در حوزه پراکنش این جانور قرار دارند.

 

نخستین گامها برای شناخت پلنگ

پلنگ تا ابتدای دهه ۱۹۷۰ گونه چندان شناخته شده ای در طبیعت نبوده و در این دهه بود که مطالعه روی پلنگ معمولا در کنار سایر گونه ها آغاز گردید. نخستین مطالعات جدی در میانه دهه ۱۹۷۰ روی این گونه در آفریقا آغاز شد و سپس در دهه ۱۹۸۰ به حوزه انتشار این جانور در آسیا رسید. از آن زمان تاکنون، بیش از ۲۰۰ کتاب، مقاله و گزارش درباره پلنگ در سرتاسر دنیا منتشر گردیده و پلنگ را طی کمتر از ۴ دهه به یکی از شناخته شده ترین گربه سانان دنیا بدل نموده است.

علی رغم آنکه امروزه پلنگ یکی از شناخته شده ترین گونه های گربه سانان در سرتاسر دنیا به شمار می رود، ولی به جرأت می توان گفت تا دهه گذشته تقریبا هیچ مطالعه ای در زمینه این گربه سان کشورمان صورت نگرفته بود. شاید به جرأت بتوان سرمنشأ آغاز مطالعات و فعالیتهای حفاظتی گسترده دهه جاری در زمینه پلنگ ایرانی را مقاله کلاسیک آقایان کیابی، دره شوری، قائمی و جهانشاهی در سال ۲۰۰۲ با موضوع مرور کلی وضعیت این گونه در کشور دانست. این نویسندگان، گزارشی از وضعیت جمعیت پلنگ در ایران ارائه دادند.

پس از این مقاله، مطالعات متعددی در این زمینه در کشور آغاز شد. در این میان، ورود فناوری دوربین های تله ای باعث گردید مطالعات در زمینه پلنگ وارد مرحله جدیدی شده و مطالعات بوم شناختی علمی تری انجام گیرد. در این میان مطالعات متعددی در مناطق ساریگل، البرز مرکزی، بمو، خجیر، بیرک، قرخود، گلستان، کلاه قاضی، توران، تندوره، بشاگرد و کیامکی صورت گرفت که بعضا نتایج آنها نیز منتشر گردیده است. درحال حاضر، ۷ مقاله و گزارش علمی درباره پلنگ در ایران منتشر شده، حدود ۱۰ پایان نامه نیز درباره آن اجرا گردیده است.

در خارج از ایران، مطالعات در زمینه پلنگ ایرانی نیز چندان گسترده نبوده است. در واقع زیرگونه پلنگ ایرانی که در محدوده قفقاز، ترکمنستان و افغانستان پراکنش دارد، یکی از ناشناخته ترین زیرگونه های این جانور به شمار می رود که خوشبختانه در سالهای اخیر مطالعاتی در کشورهای مختلف آغاز شده است.

 

زیستگاه

به دلیل سازگاری بالا، پلنگ می تواند در مناطق مختلف با طعمه‌های مختلف زندگی کند و خود را با شرایط وفق دهد. هر کجا که آب و طعمه‌های مطلوب در سرزمین محل زندگیش یافت شود، می توان انتظار داشت که این جانور هم در آن مکان یافت ‌شود. از همین رو این حیوان در بسیاری از مناطق دنیا زیست می کند. از علفزار‌های گرم و باز آفریقا گرفته تا جنگل‌های مرطوب وحاره‌ای هند و آفریقا، کوهستان‌های سرد و صخره‌ای خاورمیانه و جنگل‌های سرد خاور دور و روسیه.

در ایران پلنگ در تقریبا تمامی انواع زیستگاه های موجود در ایران، از ارتفاعات البرز و زاگرس تا ارتفاعات کویری و جنگلها تا مناطق ساحلی خزری و همچنین مناطق مناطق کوهستانی و صخره ای خلیج فارس و دریای عمان زیست می کند. به عبارت دیگر هر جا طعمه کافی وجود داشته باشد، پلنگ نیز می تواند زندگی کند و تنها از بیابانهای مرکزی ایران اجتناب می نماید.

پراکنش وسیع در طیف گسترده ای از انواع زیستگاه ها نشان دهنده قابلیت سازگاری بالای این جانور است. همین پدیده باعث گردیده که این گربه سان از تغییرات زیادی در اندازه و ترکیب پوستی برخوردار گردد. به عنوان مثال، در گذشته بیش از ۱۰ زیرگونه براساس نوع زیستگاه و الگوی رنگ بدن در آفریقا معرفی می شده که در انواعی از زیستگاه ها از بیابانها تا جنگلهای بارایی زیست می نمودند، ولی امروزه مطالعات ژنتیک مولکولی ثابت نموده که تمامی پلنگهای قاره سیاه تنها متعلق به یک زیرگونه می باشند.

در ایران نیز به دلیل پراکنش وسیع و تنوع زیستگاه ها تا دو دهه بیش، ۴-۳ زیرگونه برای پلنگها برشمرده می شد که امروزه نه فقط تمامی آنها، بلکه تمامی پلنگهای غرب آسیا (به استثنای شبه جزیره عربستان) در قالب یک زیرگونه با نام پلنگ ایرانی معرفی می شود.

مشخصات

پلنگ دارای جثه‌ی بزرگ و بدنی عضلانی و قابل انعطاف است. سر آن پهن و کشیده است. دست و پای پلنگ کوتاه که به ۴ انگشت در پا و ۵ انگشت در دست ختم می شود. البته تنها چهار انگشت از ۵ انگشت دستها با زمین تماس دارد و انگشت پنجم که در واقع انگشت شست می باشد، بالاتر از بقیه انگشتان و در پشت دست قرار گرفته و با زمین تماس ندارد. پنجه‌های پلنگ قوی و تیز است. دم پلنگ بلند و گوشهایش کوچک و گرد است. سطح بدن پوشیده از موهای نرم و کوتاهی به رنگ کرم نخودی است که در قسمت‌های زیرین بدن کم رنگ‌تر می‌شود. بدن پلنگ پوشیده از خال‌های گرد و توخالی شبیه به گل است.

پلنگ بزرگترین گربه خالدار آسیا و آفریقاست. طول سر و بدن ۱۱۰ تا ۱۸۰ سانتیمتر، طول دم ۶۰ تا ۱۰۰ سانتیمتر و ارتفاع بدن به ۴۵ تا ۷۰ سانتیمتر می رسد. نرها نیز از ماده ها بزرگتر بوده و ۳۰ تا ۵۰ درصد سنگینترند. بزرگترین نرها گاهی سه برابر کوچکترین پلنگ ها هستند. برخی از کوچکترین پلنگهای آفریقایی از کوه های دماغه امید کیپ در آفریقای جنوبی هستند که وزن نرهای بالغ ۳۱ و ماده های بالغ ۲۱ کیلوگرم است. گزارشهای مشابهی درمورد پلنگهای فلسطین وجود دارد. در مناطق بیشه ای و ساوان پارک ملی کروگر آفریقای جنوبی، دو پلنگ را زنده گیری نمود که نر بوده و وزنشان ۷۰ کیلوگرم بوده است. وزن بزرگترین ماده زنده گیری شده در آن منطقه ۲/۴۳ کیلوگرم بوده است. حتی گزارشهایی مبنی بر پلنگهای ۹۰ کیلوگرمی از آفریقا وجود دارد، البته اغلب آنها معده پر داشتند که ۲۰% وزن بدن آنها را تشکیل می داد. در متون علمی متعددی، ذکر شده که پلنگهای نر از مناطق کوهستانی ایران و مرکز آسیا جثه بزرگی داشته و حتی با وزن ۹۰ کیلوگرم نیز گزارش شده است، ولی در بررسی هایی که توسط نگارنده روی حدود ۳۵ پلنگ از سرتاسر کشور صورت گرفت، پلنگهای ایران به ندرت بیش از ۷۰ کیلوگرم وزن دارند. هرچند که نمونه هایی از پارک ملی گلستان و ساریگل گزارش شده که حدود ۸۵ تا ۹۰ کیلوگرم وزن داشته اند. ولی تابحال ماده ای با وزن بیش از ۵۰ کیلوگرم از ایران گزارش نشده است.

این تفاوت آشکار جمجمه نرها و ماده ها همراه با تفاوت در اندازه های کلی بدن شاید مبین آن باشد که نرها و ماده ها عادات غذایی بسیار متفاوتی داشته باشند. در بررسی بیش از ۷۰ جمجمه از پلنگ از مناطق مختلف ایران طی ۲ سال گذشته، این نتیجه بدست آمد که اندازه جمجمه نرها و ماده ها بسیار تفاوت داشته، بطوریکه بزرگترین ماده ها به ندرت حتی از نرهای بالغ جوان جمجمه بلندتری دارند. به عبارت دیگر دوریختی (Dimorphism) در پلنگها کاملا مشهود است. پلنگها می توانند فواصل زیادی را بپرند و پلنگی مشاهده شده که توانست حداقل ۶/۶ متر بپرد. حتی مشاهده شده که پلنگها می توانند شنا کنند و برخی گزارش داده اند که پلنگهایی را مشاهده نموده اند که شنا در رود ارس خود را از آذربایجان به ایران رسانده اند.

اثر انگشت در پلنگ‌ها!

هیچ دو پلنگی را نمی‌توان یافت که خال‌ها روی بدن و یا صورتشان با هم یکسان باشد، دقیقا مانند اثر انگشت انسان‌ها که در هیچ دو فردی یکسان نیست. در واقع، یکی از راه‌های تشخیص پلنگ‌های مختلف در طبیعت از یکدیگر، استفاده از همین خال‌ها است که هر کدام برای هر فرد اختصاصی است. خالهای روی پوزه، اطراف سبیل، پیشانی، زیر چشم و زیر چانه و همچنین خالها و الگوی رنگهای روی شکم برای شناسایی افراد تاحد ۹۵% کافی می باشد. این خالهای منحصربفرد بهترین و کارآمدترین روش برآورد جمعیت پلنگها در طبیعت است، بطوریکه از وسیله خاصی بنام دوربین تله ای برای این منظور استفاده می شود. این دوربین ها نسبت به هر جانوری که از مقابلشان حرکت می کند، حساس بوده و از آن عکس می گیرند. تصویرهای متعددی که در یک دوره در یک زیستگاه گرفته می شود، مورد بررسی قرار گرفته و خالهای پلنگها با یکدیگر تطبیق داده می شود تا مشخص شود چند پلنگ در منطقه هدف زیست می نماید.

پلنگ و پسرعموهایش

در میان عموم، پلنگ با انواعی از گربه سانان اشتباه گرفته می شود که عبارتند از ببر، جگوار و یوزپلنگ. ببر برخلاف پلنگ دارای نوارهای عرضی می باشد. جگوار نیز تنها در آمریکای جنوبی زیست می کند، دارای خالهای بزرگ مانند پلنگ می باشد، با این تفاوت که درون خالهای آن برخلاف پلنگ خالی نبوده و خالهای کوچکتری درون آن وجود دارد. ولی به علت شباهت ظاهری اسم یوزپلنگ‌ها و پلنگ‌ها اکثر اوقات آن‌ها با هم اشتباه گرفته می‌شوند. پلنگ‌ها بدنی عضلانی و قوی، خال‌های توخالی و شبیه گل و آرواره‌های پهن و قوی دارند؛ حال آنکه یوزپلنگ‌ها بدنی کشیده، دست و پایی بلند و خال‌های تو پُر دارند. در ضمن بارزترین خصوصیت یوزپلنگ‌ها وجود “خط اشک” در صورت آن‌ها است.

 

اکولوژی و رفتار

پلنگها جانورانی ساکت و بی سر و صدا هستند و مخفی کارانه زندگی می کنند. این جانور بطور شگفت انگیزی در مناطقی که بعید به نظر می رسد جانوری با چنین جثه ای بتواند مخفی شود، می تواند خود را به سادگی ازنظرها پنهان نماید. غذای این جانور می تواند هر چیزی باشد، از سوسک تا اِلاند. در هر جایی می تواند پناه بگیرد، از بوته های پراکنده تا غارهای کوچک. در صحرای کالاهاری پلنگها در هر ۱۰ روز فقط یک بار برای نوشیدن آب به آبشخورها می آیند. با اینکه به نظر نمی رسد برای زندگی در برف سازگار باشند، در چین و روسیه پلنگ در دمای پایین تر از صفر درجه به مدت طولانی دوام می آورند. دو عامل اصلی برای پلنگها در هر جایی می تواند محدودکننده باشد: الف) حضور رقبا و ب) حضور انسان. در بسیاری از مناطق، پلنگها با طعمه خواران بزرگ جثه دیگر همزیست هستند.  در آفریقا شیر و کفتار خالدار و در آسیا، ببر و سگ وحشی. همه این جانوران قادر به کشتن پلنگها و تصاحب لاشه شکارشان هستند، لذا به منظور همزیستی با این جانوران، پلنگها به انواعی از گریزگاه نیاز دارند. به علاوه، تا زمانیکه مورد آزار قرار نگرفته و امنیت دارند در نزدیکی انسانها می توانند زندگی نمایند. در ایران نیز گرگ ها را باید رقیب طبیعی اصلی این جانور به شمار آورد، بطوریکه دسته های گرگ در برخی مناطق مشاهده شده که به پلنگها حمله نموده و لاشه شکار آنرا ربوده اند.

عموما بر این عقیده اند که پلنگها عمدتا شبزی هستند، البته این عقیده در برخی مناطق که پلنگها به شدت شکار شده یا از دست انسان به ستوه آمده اند، صدق می کند. گزارش شده که در مناطقی که ببر و شیر زندگی نمی کند، پلنگها کمتر شب فعال و فعالیت بیشتری روی زمین دارند که مثال مشهود آن، کشور جزیره ای سری لانکاست که رؤیت پلنگ در روز کاملا طبیعی است. در کالاهاری پلنگها در شب حرکت می کنند اما در خلال ساعات اولیه شب و دوباره قبل از طلوع آفتاب پی در پی استراحت می کنند. در مقابل پلنگها در بیابانهای جودین در جنوب فلسطین به ندرت در شب شکار می کنند، بجز زمانی که به دنبال شکار تشی یا گربه در نزدیکی سکونتگاه های انسانی باشند. طعمه عمده پلنگ در این منطقه، هایراکس و کل و بز بوده که روزفعال می باشند که طبیعتا باعث می شود پلنگها نیز روزفعال باشند. در جنوب کیپ آفریقا پلنگها عمدتا روززی اند و اوج زمان حرکتی آنها در اواخر  صبح و دوباره در اواخر بعدازظهر یا اوایل عصر می باشد. آنها از اواسط شب تا بعد از طلوع آفتاب به استراحت می پردازند. تجزیه و تحلیل سرگین پلنگها از چهار منطقه در کوه های کیپ نشان داده آنها به شدت از هایراکس صخره ای که روزفعال بوده و در شب قابل دسترس نیستند، تغذیه نموده اند. سایر طعمه های موجود در این منطقه که عموتا شامل آنتلوپ های کوچک جثه است نیز روزفعال هستند.

نصب گردندبندهای رادیویی بر گردن یک پلنگ نر و ماده و پایش آن در پناهگاه هوای خاخائنگ Huai Kha Khaeng در تایلند نشان داد که هر دو طی شب و روز حرکت کرده و هر دو حدود ۴۹ تا ۶۷ درصد زمان شبانه روز را فعال بوده اند. الگوی مشابهی نیز در میان پلنگهای پارک ملی کائنگ کراچان Kaeng Krachan تایلند مشاهده شد. این الگو و شدت فعالیت بطورچشمگیری با بیشتر مشاهدات صورت گرفته از پلنگها تفاوت داشت. اگرچه یک ماده پلنگ همراه با توله هایش در پارک ملی چیتاوان در ۷۵% اوقات فعال بود. البته در پناهگاه هوای خاخائنگ Huai Kha Khaeng جمعیت ببر اندک و در پارک ملی کائنگ کراچان Kaeng Krachan اصلا ببری وجود ندارد که شاید تفاوت الگوهای فعالیت را توضیح دهد. به علاوه، میزان فعالیت بالای این پلنگها ممکن است با میزان پایین جمعیت طعمه های بزرگ و متوسط جثه رابطه داشته باشد که پلنگها را ناگزیر از صرف زمان بیشتری برای یافتن غذا می نماید.

 

پلنگ‌های قلمروطلب!

پلنگ‌ها جزء جانورانی هستند که از محدوده ای بنام قلمرو در برابر سایر همنوعان خود دفاع می کنند. اندازه قلمرو پلنگ‌ها در شرایط عادی بین ۵ تا ۵۰ کیلومتر مربع در نوسان است؛ اما ممکن است از این مقدار هم فراتر رود. به طور کلی اندازه قلمروی پلنگ‌ها به عوامل مختلفی چون جنسیت، سن، غنی بودن محل زندگی از لحاظ طعمه و حضور یا عدم حضور شکارچیان بزرگ دیگر در آن بستگی دارد. پلنگ نری در منطقه حفاظت شده بافق یزد، طی ۶ ماه در سال ۱۳۸۶، محدوده ای به وسعت ۶۷۰۰۰ هکتار را تحت پوشش خود قرار داد که این یافته بواسطه وجود یک گردنبند مجهز به GPS روی گردن آن بدست آمد. در سال ۱۳۸۶ از پلنگ ماده ای نیز در اکثر بخشهای پارک ملی ۶۰۰۰ هکتاری ساریگل در نزدیکی شهرستان اسفراین که دوربین های تله ای در آن نصب شده بود، عکس گرفته شد. معمولا قلمرو نرها بزرگتر از ماده ها بوده و قلمرو چند ماده را در برمی گیرد.

پلنگ‌ها به طور مداوم به مرزهای این قلمرو سرکشی می‌کنند و با علائم و نشانه‌های مختلف سرتاسر مرزهای قلمروشان را نشانه گذاری می‌کنند. این علائم به دو گروه علائم بصری، علائم وابسته به بویایی و همچنین علائم صوتی تقسیم می‌شوند. علائم بصری شامل پشته کردن خاک، سرگین و همچنین در مناطق پر درخت، پنجه کشیدن بر روی درختان هستند. علائم وابسته به بویایی نیز شامل ادرار با حجم کم است که بر روی جای پنجه‌کشی روی درخت و بر روی محل پشته کردن خاک و یا روی قسمت‌های انتهایی گیاهان و بوته‌ها، اسپری می‌شود. غرش کردن نیز نوع دیگری از علائم صوتی است که به سایر پلنگها هشدار می دهد “از قلمرو من بیرون برو”، البته این اتفاق اگر در فصل جفتگیری رخ دهد برای دعوت از ماده ها نیز صورت می گیرد. گاهی اوقات پلنگ‌ها برای تاکید بیشتر از تلفیق این علائم استفاده می‌کنند. پلنگ‌ها به صورت مرتب حدود قلمروی خود را دائما‍ً مشخص می‌کنند و مسیرهای استراتژیک را از لحاظ طعمه مورد بررسی قرار داده و به این شکل تمام قلمرو را مورد بازدید قرار می‌دهد.

 

عادات غذایی

پلنگ‌ها به نسبت سایر گربه‌سانان دارای قدرت شکارگری بالایی می‌باشند. آن‌ها به علت قدرت بینایی بسیار خوبی که دارند، برخلاف سگ‌سانان کمتر شکار را از روی بو تعقیب می‌کنند. آن‌ها با  کمین کردن در مسیر طعمه، همراه با دویدن و پرش ناگهانی آن را شکار می‌کنند. علاوه بر بینایی بسیار قوی خصوصیت‌های منحصر به فردی نیز دارد. مثلا قسمت زیرین و بخش داخلی پاهای پلنگ از موهای نرمی پوشیده شده است که موجب می‌شود صدای پای او به هنگام گام برداشتن کاملا خفه شود و به راحتی, بدون اینکه طعمه متوجه شود، به آن نزدیک شود.

داخل گوش‌های پلنگ پوشیده از موهای ریزی است که حساسیتی فوق‌العاده‌ای نسبت به جریان باد دارد. این موها کوچک‌ترین تغییر جهت باد را مشخص می‌کند و پلنگ می‌فهمد که در صورت تغییر ندادن مسیر، طعمه بوی او را می‌فهمد و فرار می‌کند. این توانایی است که شیرها از داشتن آن محرومند.

 پلنگها طعمه خوارانی فرصت طلب هستند و به محض مواجهه با جانوران آسیب پذیر به آنها حمله می کنند. در کالاهاری ردپاها حاکی از آن هستند که پلنگها معمولا طعمه های کوچک را بدون کمین یا تعقیب آگاهانه شکار می کنند. در سرنگتی نیز گزارش شده که پلنگها در میان بوته های کوچک به دنبال جانوران کوچک گشته و هر جانور کوچکی که از میان آنها به بیرون می جهد را شکار می کنند.

در واقع، پلنگها هرچه بتوانند بگیرند را شکار می کنند. با اینکه در بسیاری از مناطق رژیم غذایی پلنگها عمدتا از پستانداران کوچک تا متوسط جثه تشکیل یافته (۵ تا ۴۵ کیلوگرم)، ولی توانایی آنها برای شکار جانوران بسیار کوچک جثه به آنها اجازه می دهد که در جاهایی که طعمه های بزرگ جثه سالهاست که از بین رفته اند نیز بتوانند بقای خود را حفظ نمایند. پلنگها از گستره وسیعی از طعمه ها با اندازه های متفاوت شکار می کنند و نسبت به سایر گربه سانان، رژیم غذایی متنوع تری دارند. در رژیم غذایی پلنگها در جنوب صحرای بزرگ آفریقا، حداقل ۹۲ نوع طعمه مختلف ثبت شده است. بطور مثال در سرنگتی ۱۳۷ لاشه شکار پلنگی که مورد بررسی قرار گرفته بودند، مربوط به ۳۱ گونه طعمه مختلف بود، درحالیکه ۱۱۸۰ لاشه شکار شیر تحت بررسی توانسته بودند فقط ۲۲ گونه را شکار نمایند. بطورکلی رژیم غذایی پلنگ در هر منطقه نشان دهنده فهرست طعمه های قابل دسترس در آن منطقه می باشد. در مقایسه ببر فاقد سازگاری غذایی و زیستگاهی بالای پلنگ بوده و همین عدم توانایی باعث گردیده که در خیلی از مناطقی که زیستگاه آن ازبین رفته و طعمه های اصلی آن نابود شده است، خود آن نیز منقرض گردد.

پلنگها اگر بتوانند از پرندگان هم تغذیه می کنند، پرندگانی مانند کبوتر، کبک، مرغ شاخدار، قرقاول، کرکس و حتی شترمرغ. خزندگان، دوزیستان، بی مهرگان و حتی مواد گیاهی نیز از نظر پلنگ دور نمی ماند. در ایالت گوجارات هندوستان، مشاهده شده که پلنگها تعداد زیادی هندوانه خورده اند. مانند سایر گربه سانان، پلنگهای هر منطقه ممکن است در شکار یک نوع طعمه خاصی رجحان و تبحر داشته باشند. این ویژگی های فردی ممکن است به واسطه یادگیری و تجربه حاصل شود. مثلا در سرنگتی مشاهده شده که یک پلنگ طی ۲۱ روز، ۱۱ شغال شکار کرده است. در کالاهاری، یک پلنگ نر به صورت تخصصی تشی را در زمان خروج از لانه شکار می کرده و ۴ بار در ۱۲ روز این کار را انجام داده است. در مناطقی که پلنگها در نزدیکی سکونتگاه های انسانی زیست می کنند، رژیم غذایی شان غالبا شامل سگ، گربه و دام اهلی مانند گوسفند، بز، گوساله و خوک می شود. مواردی از کشتار بیش از حد گاهی اوقات درمورد دامهای اهلی رخ می دهد و در هر بار ممکن است توسط پلنگها جانوران زیادی کشته شود (مثلا بیش از ۱۰ در یک شب) درحالیکه تنها معدودی از آنها را واقعا می خورد. در ایران چنین مواردی تنها در برخی مناطق جنوبی کشور رخ داده است.

به نظر می رسد که در اغلب زیستگاه ها، رژیم غذایی پلنگها از تراکم نسبی طعمه های سم دار پیروی نموده و فراوانترین گونه  اصلی ترین طعمه شان است. درعین حال، ممکن است پلنگها رجحانهایی را به رده های سنی و جنسی خاصی نشان دهند، نه فقط در مورد طعمه های اصلی شان، بلکه همچنین درمورد گونه های دیگر به واسطه تغییر در آسیب پذیری، تولد نوزدان و تغییرات فصلی در ساختار زیستگاه. بطورمثال در پارک ملی ناگاروهول هندوستان، پلنگها به آسانی گوزنهای خالدار فراوان را شکار می کنند، ولی نرهای یک ساله را بیش از نسبتشان به قابلیت دسترس آنها می گیرند. در کروگر نیز پلنگها ایمپالاهای جوان نر را بیش از آنچه انتظار می رفته شکار کرده بودند و به صورت معنی داری بیشتر در فصول خشک شکار شده بودند تا در فصول بارانی. همچنین پلنگها در کروگر بطور انتخابی ایمپالاهای ماده پیرتر را شکار کرده بودند. در جنوب کالاهاری، پلنگها ارجحیت معنی داری را به اسپرینگ باکهای نر نشان دادند. در ایران، پلنگها عمدتا قوچ ها و کل ها را شکار می کنند و معمولا این تلاش آنها بر روی افراد بالغ متمرکز است. دلایل متعددی برای این رفتار پلنگها بیان شده است. به عنوان مثال، ماده ها همیشه هشیارتر از نرها بوده و چابکتر از آنها هستند. به علاوه نرها، بخصوص جوانترها بیشتر توسط بالغ ها به حاشیه گله رانده می شوند که البته در این حالت بیشتر در معرض خطر شکار شدن هستند.

در ایران، مطالعات متعدد نشان داده که پلنگها از جانوران متنوعی تغذیه می کنند، به عبارت دیگر کمتر جانوری در زیستگاه پلنگ ایرانی است که طعمه آن نشود. در منوی غذایی پلنگ ایرانی می توان گونه های زیر را مشاهده نمود:

۱.                  قوچ و میش

۲.                  کل و بز

۳.                  آهو

۴.                  پایکا

۵.                  روباه

۶.                  گرگ

۷.                  سگ اهلی

۸.                  گاو

۹.                  گوسفند و بز اهلی

۱۰.              اسب و الاغ

۱۱.              شتر

۱۲.              مرال

۱۳.              شوکا

۱۴.              گراز

۱۵.              تشی

۱۶.              جوندگان

 در منطقه البرز مرکزی شمالی، مطالعات نشان داد که علی رغم تنوع در رژیم غذایی، پلنگها کل و بزها را بیش از هر طعمه دیگری “ترجیح می دهند”. در ماهی سراهای نزدیک تهران، پلنگی را به کرات دیده اند که به انبار غذای ماهی ها دستبرد می زده است. در بسیاری از مناطق مانند تندوره، سالوک و ساریگل، بقایای پایکا به وفور در سرگین پلنگها یافت می شود. در لاشه گشایی یک ماده پلنگ جوان در پارک ملی گلستان، مقادیر زیادی تیغ تشی در روده جانور مشاهده گردید، بدون آنکه حتی کوچکترین زخمی ایجاد نماید. علاقه پلنگ به سگ بسیار معروف است و در مناطق مختلف این جانور سگ گله را کشته و با خود می برد. در منطقه آریز بافق، تابحال چند مورد حمله پلنگ به شتر، حتی شترهای نر بزرگ دیده شده است. در یک مورد، محیط بانان وقتی به لاشه شتر نزدیکی می شوند، پلنگی را می بینند که از دل آن شتر بزرگ بیرون آمد و فرار کرد. در ارتفاعات البرز، حتی بقایای زباله در سرگین پلنگها بدست آمد. در خیلی از مناطق، پلنگها حتی از گیاه هم تغذیه می کنند. یافتن سنگ و خاک نیز در بقایای سرگین پلنگها نیز رایج است. ولی بقای بلندمدت پلنگ در هر منطقه ای عمدتا منوط به حضور کل و بز و قوچ و میش است.

در مناطق جنگلی، پلنگ گاهی اوقات لاشه شکار خود را به بالای درختان می برد که این کار را احتمالا برای جلوگیری از سرقت لاشه شکار توسط خرسها انجام می دهند. مواردی از این رفتار در مناطق مختلف مشاهده شده که لاشه شوکا، سگ و حتی دام اهلی را بالای درخت برده است.

عای رغم آنکه گاهی اوقات پلنگ برای سیرنمودن شکم خود چاره ای جز حمله به دامهای اهلی ندارد، ولی در میان بسیاری از دامداران نوعی حس احترام به پلنگ دیده می شود. اکثر دامداران، پلنگ را دارای “مرام مردانه” می دانند، چراکه برخلاف گرگ که در مواجهه با گله دام چندین رأس را می کشد، ولی تنها یکی را می برد، پلنگ خیلی آرام تنها یک رأس را شکار کرده و همان را می برد و چندین روز را با همان سر می کند. ازهمین رو، در مقایسه با گرگ، اکثر دامداران تحمل پذیری بسیار بیشتری نسبت به پلنگ دارند، چون معتقدند “مردانه تنها یک گوسفند را برای سیرنمودن شکم خود می برد که قابل تحمل است”.

تولید مثل

مشاهدات در طبیعت مبین آنست که پلنگ ها دوران جفت گیری کوتاهی دارند. در کالاهاری جفتهای پلنگ بیش از یک روز با یکدیگر مشاهده نشده اند. در کروگر میانگین همراهی نر و ماده ۲ روز بود، حال آنکه این دوران از یک تا ۴ روز متغیر بود. در مناطق مختلف مشاهده شده که پلنگها ۲ تا ۷ روز تشکیل جفت داده و پس از این دوران جفتگیری کوتاه از یکدیگر جدا می شوند. با اینحال، خیلی اوقات وقتی یک جفت پلنگ بالغ در طبیعت دیده می شود، تعبیر به یک جفت نر و ماده می شود، درصورتیکه همراهی نر و ماده تنها به چند روز محدود می شود.

طبق مطالعات صورت گرفته در پارک ملی ساریگل خراسان شمالی، فصل جفتگیری پلنگ ایرانی در این منطقه از اوایل بهمن آغاز شده و در اواخر این ماه به اوج می رسد. در منطقه بیرک سیستان و بلوچستان نیز صدای غرش مستی پلنگها در اواخر بهمن و اوایل اسفند شنیده شد. در این زمان از سال، تحرک پلنگها در سرتاسر قلمروشان بیشتر بوده و بیش از هر زمان دیگری به علامتگذاری می پردازند. این عمل در واقع نشانه ای از روزهای پیش از زمان جفتگیری است. البته بیشتر معاشرت های جفت گیری ظاهرا ناموفق است و فقط ۲ از ۱۳ (۱۵%) از جفت گیری های مشاهده شده در پارک ملی کروگر آفریقا منجر به تولد توله ها گردید. در یک جمعیت پلنگ در اسارت متشکل از ۸ ماده پلنگ نیز برآورد شد که حداکثر احتمال آبستنی ۶۵% بوده است.

توله های پلنگ پس از یک دوره بارداری به مدت حدودا ۹۶ روز به دنیا می آیند، البته مشاهدات در باغ وحشها که مبین آنست که این دوران از ۹۰ تا ۱۰۶ روز متغیر است. تعداد توله ها معمولا یک تا سه بوده ولی گزارشهایی مبنی بر ۶ توله هم وجود دارد. ولی ۲ توله رایج ترین تعداد در هر زایمان است. برخی از محققین بر این عقیده اند که تعداد توله ها با فنوتیپ پلنگها نیز تغییر می کند بطوریکه پلنگهای خالدار تعداد توله های بیشتری (بطورمتوسط ۰۹/۲) نسبت به پلنگهای ملانیستیک (سیاه) (بطور متوسط ۷۰/۱) دارند. در اکثر مناطق ایران، در اواخر فروردین یا اردیبشهت ماه، توله ها معمولا به دنیا می آیند. همچنین براساس بررسی ۷ خانواده از پلنگها در ساریگل و ۴ مورد در البرز، نتیجه گیری شد که پلنگهای در این مناطق معمولا ۱ تا ۲ توله داشته و خیلی بعید است که بتواند بیش از ۲ توله را بزرگ نماید. مواردی مشابهی از همراهی ۱ توله در گلستان، بشاگرد، بمو، هشتادپهلو لرستان، جهان نما و سوادکوه و  ۲ توله در مناطقی چون کیامکی، گلستان، قرخود، بیرک بلوچستان، لرستان، قوچان، گلول و سرانی، بمو و نایین نیز به ثبت رسیده است. نکته حائزاهمیت آنست که در بهار سال ۱۳۸۸ در منطقه نکای مازندران، چند طبیعت گرد به ۳ توله پلنگ که عمرشان کمتر از دو هفته بود برخورد می نمایند. البته خوشبختانه پلنگ مادر پس از ترک طبیعت گردان، سراغ توله هایش آمده و مأمن آنها را تغییر داده بود. در منطقه شن رود دیلمان گیلان نیز پلنگی با سه توله رؤیت گردیده است. ولی چنین مواردی بسیار نادر می باشد. توله ها در سن ۱۲ تا ۱۸ ماهگی از مادر مستقل شده و تا چند ماه پس از آن با هم می مانند. عمر این جانور در طبیعت به ندرت به ۱۰ تا ۱۵ سال می رسد.

 

پلنگ ایرانی، پرطرفدار در میان باغ وحش ها

زیرگونه پلنگ ایرانی را باید یکی از پرطرفدارترین زیرگونه های پلنگ در میان باغ وحش‌های دنیا دانست و اکثر باغ وحش‌های مهم جهان مانند کلن، برلین، مانستر در آلمان، آمرسفورت و بیکس برگن در هلند، مارول در انگلیس، سن دیه گو در آمریکا، باغ وحش ملبورن در استرالیا، چک و اسکاتلند به تکثیر این نژاد می‌پردازند. در ایران نیز درحال حاضر ۶ پلنگ در باغ وحش و مراکز مربوطه در اسارت به سر می برند. دو پلنگ نر بالغ در باغ وحش تهران حضور دارند که یکی از آنها حدودا در سال ۱۳۷۷ از منطقه بهشهر زنده گیری شده و دیگری سوغات سفر رئیس جمهور وقت ایران در سال ۱۳۷۵ به کنیا می باشد. در باغ وحش وکیل آباد مشهد نیز دو پلنگ نر حضور دارند که یکی از آنها جوانتر و ایرانی است. در سالهای اخیر نیز ماده پلنگ دیگری از نزدیکی سوادکوه مازندران زنده گیری شد که تاچندی پیش در پارک پردیسان تهران نگهداری می شد و اخیرا به باغ وحش بابلسر منتقل شده است. در زمستان ۱۳۸۸ نیز یک توله نر جوان از حوالی مینودشت زخمی شده تحویل اداره کل حفاظت محیط زیست گلستان گردید. لازم به ذکر است که اکثر موارد زنده گیری پلنگ در ایران، به دلیل کشته شدن مادر توسط انسان و گیرافتادن توله ها بوده و هیچگاه سازمان حفاظت محیط زیست در سالهای اخیراقدام به زنده گیری و دور نمودن پلنگها از محیط طبیعی شان ننموده است. درحال حاضر هیچ برنامه‌‌ای برای تکثیر این گونه زیبا در اسارت در ایران وجود ندارد.

 

پلنگ و انسان

مشاهده پلنگ در طبیعت خیلی به ندرت رخ می دهد. این جانور مرموز و مخفی کار اجازه مشاهده شدن را به کمتر کسی می دهد. بارها مشاهده شده که پلنگ به فاصله چند لحظه زودتر متوجه حضور انسان شده و آنجا را ترک کرده است. یک بار که در تاریکی نیمه شب زمستان به سمت ارتقاعات رهسپار شدیم تا شانس خود را بیازماییم، در مسیر بازگشت به رد پلنگ از روی ردپای ما پایین رفته بود. زیربارش برف نیز در ارتفاعات البرز شانس خود را برای دیدن این جانور آزمودیم، ردپاها گواهی می داد که پلنگ در نزدیکی ماست ولی اجازه دیده شدن را نداد. در واقع هیچگاه نمی توان انتظار دیدن این گربه زیبا را داشت، چون همیشه یک گام جلوتر است.

رفتار پلنگ در مواجهه با انسان نیز بی مثال است. درحالیکه تقریبا تمامی جانوران به محض برخورد با انسان، فرار می کنند، پلنگ وقار و آرامش خود را کاملا حفظ می کند. بدون آنکه نشانی از اضطراب در خود نشان دهد، خیلی آرام به سمت نزدیکترین پناه که معمولا خط الرأس کوه است می رود. ولی وقتی پشت کوه رسید و از دید انسان دور شد، به سرعت فرار می نماید. شاید غرور این جانور پرابهت اجازه نمی دهد به انسان که مهمترین دشمن آنست، پشت کرده و با فرار از خود ضعف نشان دهد.

در دو مورد، حمله پلنگ در سالهای اخیر به انسان توسط رسانه ها پوشش خبری گسترده ای داشت. درمورد نخست، پلنگی در روستای گرمی اردبیل نشان داده شد که شیشه های خانه ای را شکسته و به درون خانه ای رفته و چند نفر را زخمی نموده بود. بعید است که واقعیت به همین صورت بوده باشد. در اسفند ۱۳۸۷ نیز پلنگی در نزدیکی دامغان که در نزدیکی روستایی گیرافتاده بود، چند نفر را موردحمله قرار داد. نتایج آزمایش هاری روی بافت مغز هر دوی آنها منفی بود. تمامی مواردی که پلنگها به انسان حمله نموده اند، تنها جراحتها و خراشهایی در دست و پاها رخ داده و تفریب هیچگاه جانور به گردن و صورت افراد حمله نکرده است، زیرا نمی خواسته آنها را بکشد. اکثر مواقع، این جانور در گوشه ای گیرافتاده، توله هایش موردتهدید بوده یا سر لاشه شکارش بوده که در این حالتها بیش از مواقع عادی عصبی است. به جرأت می توان گفت هیچگاه پلنگ به انسان حمله نمی کند، بلکه در مواجهه با انسان از خود دفاع می نماید.

 

عوامل تهدید

شکار غیرمجاز پلنگ و طعمه هایش عمده ترین عامل تهدید بقای پلنگ در ایران به شمار می رود. همین امر باعث می گردد که پلنگها برای تأمین غذای خود چاره ای جز نزدیکی به روستاها و آغلها نداشته باشند. در این حال، مردم روستایی نیز خسارت وارد شده به دلیل حمله به گاو و گوسفند خود را برنتافته و دربرخی موارد با مسموم نمودن لاشه و قرار دادن در مسیر پلنگ، اقدام به ازبین بردن این گربه سان ارزشمند می کنند درصورتیکه پلنگی که عادت به شکار دام اهلی آنها نموده، در قالب گشت دوره ای در قلمرو خود ممکن است ان منطقه را ترک کرده باشد و پلنگهای دیگری که به این منطقه می آیند با خوردن این لاشه ازپادر می آیند. در این حالت، مشکل آنها حل نشده و پلنگهای دیگری نیز ازپادر آمده اند.

تخریب زیستگاه‌ها و ناامنی در آنها نیز باعث ترک آن منطقه توسط پلنگ می گردد. درسالهای اخیر نیز گسترش بی رویه شبکه جاده های کشور نیز به بلایی برای جان پلنگهای ایران بدل شده است و تنها در ۲ سال گذشته، حداقل ۵ پلنگ به دلیل برخورد با خودروهای عبوری کشته شده اند. همه این عوامل باعث شده که جمعیت پلنگ ایرانی روز به روز کاهش یابد، بطوریکه در بسیاری از مناطق دچار کاهش چشمگیر شده است و همین موضوع باعث نگرانی کارشناسان و علاقمندان شده است.

در سالهای اخیر، لاشه های متعددی از پلنگها که موردبررسی قرار گرفته و آثاری از تیغ تشی در دستان آنها رؤیت گردید. پلنگها شکارگران متبحری در شکار این جانور نیستند و حین تلاش برای شکار آن، ممکن است دستانشان به شدت صدمه می بیند. به نظر می رسد یکی از علل رفتن سراغ تشی، عدم دسترسی به طعمه های موردعلاقه شان است. باقی ماندن تیغ تشی باعث عفونت و عدم توانایی پلنگ شده و با توجه به تراکم پایین طعمه های طبیعی در اکثر مناطق کشور، گزیری جز آمدن به سمت گله های دامهای اهلی ندارند و البته چوپانان نیز به دنبال دفاع از گله شان آنها را از پا در می آورند.

همچنین برخی از لاشه هایی که موردبررسی نگارنده قرار گرفتند، آثاری از شلیک گلوله در گذشته در بدنشان وجود داشت. در تیرماه ۱۳۸۸، پلنگی با شلیک گلوله مأمورین انتظامی در نزدیکی یاسوج ازپادرآمد. در بررسی سر آن بقایای تیرهای ساچمه درون فک آن رؤیت شد، یعنی این اولین بار نبوده که به این جانور حمله شده است! همین مورد درباره پلنگی از استان گلستان نیز مشاهده گردید.

عدم وجود طعمه های طبیعی در زیستگاه های طبیعی پلنگها باعث گردیده که پلنگها به نزدیکی روستاها و آغلها بیایند تا بتوانند با شکار گاو، گوسفند، بز و حتی سگ شکم خود را سیر کنند. ولی متأسفانه نه تنها عموم مردم، بلکه حتی برخی از کارشناسان نیز گمان می کنند که جمعیت پلنگ در کشور افزایش داشته و حتی گاهی اوقات نظریه صدور پروانه شکار مطرح می شود. حال آنکه این معدود افرادی که در نزدیکی روستاها به کرات دیده می شوند، به آن معنا نیستند که در ارتفاعات هم افراد دیگری هم وجود دارند، در ارتفاعات چیزی برای خوردن وجود ندارد که آنها را ناچار به آمدن به پایین دست می کند.

بازنمودن معده پلنگ های متعدد در سالهای اخیر نیز مبین همین مسأله است. در سال ۱۳۸۶، پلنگی در کنار شهرستان برازجان کشته شد. معده این جانور کاملا خالی و اثرات گرسنگی در آن کاملا مشهود بود. همچنین پلنگ دیگری در بالادست روستای باش کلاته منطقه قرخود در حوزه شهرستان مانه و سملقان در سال ۱۳۸۶ در نزدیکی گله گوسفند اهلی کشته شد. معده این جانور نیز کاملا خالی بود. در گردنه آهوان سمنان نیز پلنگ نری با خودرو تصادف نمود، آن پلنگ نیز شکمی کاملا خالی داشت. در واقع، گرسنگی و عدم وجود طعمه پلنگها را ناچار به تردد زیاد در سرتاسر قلمرو و آمدن به نزدیکی سکونتگاه های انسانی با امید یافتن اندک غذایی می کند.

پلنگ براساس قوانین سازمان حفاظت محیط زیست در زمره گونه های درخطر انقراض می باشد. زیرگونه پلنگ ایرانی در طبقه EN قرار دارد. حفاظت از آن، بخصوص در خارج مناطق حفاظت شده که جمعیت طعمه های طبیعی آن به شدت کاهش یافته نیازمند برنامه ریزی جدی است.

سال پلنگ، سالی پرامید برای پلنگ ایرانی

براساس تقویم شمسی، سال ۱۳۸۹ در ایران سال پلنگ نام دارد. این سال فرصت مناسبی برای کارشناسان و علاقمندان است تا بتوانند با تنویرافکار عمومی و آموزش جوامع محلی، گامی درجهت شناساندن این گربه سان زیبا بردارند. مردم ایران باید بدانند که ایران آخرین میزبان پلنگ ایرانی در آسیاست و اگر امیدی به بقای این جانور در طبیعت قاره کهن باشد، نه در افغانستان و پاکستان، نه در ترکمنستان و قفقاز، بلکه در ایران باید این امید را جستجو کرد. مردم محلی باید آگاه شوند که درصورت بروز تلفات به واسطه شکار پلنگ، خودسرانه اقدام به کشتن پلنگها نکنند. آنها باید بدانند که حمله پلنگ عمدتا زمانی رخ می دهد که گله بدون محافظ در طبیعت برای چرا رها شده است، طبیعتی که در واقع خانه پلنگ است و ما به خانه آن وارد شده ایم.  همچنین باید بدانیم که زیاد دیده شدن پلنگ در یک منطقه، دلایل متعددی دارد که بعیدترین آن افزایش جمعیت پلنگ است. مشاهده زیاد پلنگها عمدتا مشاهده مکرر یک یا چند فرد معدود است و هیچگاه براین اساس، دستور تیر برای آنها ندهیم، چراکه اصولا در هر منطقه پلنگ تراکم پایینی دارد. مسئولین و تصمیم گیرندگان نیز باید درک صحیحی از مفهوم زیستگاه ها و پیوستگی آنها بیابند. شکارگر بزرگی چون پلنگ برای بقای خود به عرصه های زیستگاهی وسیع نیاز دارد، بنابراین احداث جاده ها و توسعه اماکن انسانی بدون درنظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی، آسیب جدی نه فقط به پلنگ، بلکه به حیات وحش وارد می نماید. همیشه راهی برای همزیستی طرح های صنعتی و توسعه ای با حفاظت از حیات وحش وجود دارد، به شرط آنکه تعمق بیشتری شود.

علی رغم آنکه امروزه پلنگ ایرانی در کنار یوزپلنگ آسیایی شناخته شده ترین گربه سانان و حتی پستانداران کشور به شمار می روند، ولی پلنگ مانند یوزپلنگ آسیایی که سالهاست مورد توجه جدی مجامع ملی و بین المللی است، نیازمند حفاظت مؤثرتر می باشد تا در آینده ای نه چندان دور به سرنوشت یوزپلنگ آسیایی دچار نگردد.

پ.ن: مطلب فوق برای اطلاع رسانی درباره پلنگ به رشته تحریر درآمده و حقوق معنوی آن همراه با کلیه تصاویر (که به منظور قابل استفاده بودن برای عموم علاقمندان، بدون هرگونه نشان و نامی ارائه شده اند)، متعلق به انجمن یوزپلنگ ایرانی می باشد. از این رو، شایسته است هرگونه استفاده از مطالب و تصاویر مذکور با ذکر مأخذ باشد.