نام انگلیسی: Blanfordʼs Fox

نام علمی: Vulpes Cana

نامهای دیگر: روباه افغانی، شاه روباه، سگ روباه، روباه استپی، روباه سیاه، روباه صخره ای یا روباه بلوچستان

 

مشخصات

در ناحیۀ صورت، معمولأ دو نوار سیاه وجود دارد که از چشم ها به طرف بینی امتداد یافته اند. گوشهای بزرگی دارد که قادر است توسط آنها تبادل گرمایی انجام دهد. بر خلاف سایر روباههای ساکن در نواحی بیابانی کف پاهای شاه روباه فاقد مو می باشد، شکل گیری پنجه ها به نحوی است که از شن وماسۀ داغ محافظت می شوند. اندازۀ دمشان معمولأ برابر با طول بدن وبسیار پر مو است و نوک آن سیاه رنگ می باشد. رنگ پشت گوشها  قهوه ای متمایل به خاکستری است. موهای بدن بسیار نرم و انبوهند. رنگ موهای پشت معمولأ خاکستری تیره با نوک سفید، در ناحیۀ ستون مهره ها کاملأ قهوه ای و روی دم سیاه رنگ است.

اندازه ها

 این روباه احتمالأ کوپکترین روباه ایران می باشد.

طول سرو تنه: ۴٠ تا ۵٠ سانتی متر

طول دم: ٣٣ تا ۴١ سانتی متر

طول گوش: ۵/۶ تا ٧ سانتی متر

وزن: یک تا سه کیلوگرم

 

عادات و رفتار

شبگرد است وبه صورت انفرادی زندگی می کند. بسیار بازیگوش و باهوش است و قادر است از صخره ها به صورت عمودی بالا برود و از دمش جهت تعادل استفاده می کند.

 

زیستگاه و اکولوژی

شاه روباه عمومأ در ارتفاعات زیر ٢٠٠٠ متر در کوههای خشک یافت می شود. تمام سوابق ثبت شده در فلات ایران از تپه ها و کوههای در نزدیکی دشتها می باشد. این گونه، از کوههای بلند و دره های گرم اجتناب می کند.

 در خاورمیانه پراکنش شاه روباه به کوههای بیابانی،مناطق شیب دار، دره ها وصخره ها محدود می شود. بستر رودخانه های خشک شده در زیستگاهها جزئی از قلمرو محسوب می شوند، زیرا گونه میتواند در این نواحی شکار مطلوبی بدست آورد. میزان استفاده از این مناطق به وسعت قلمرو بستگی دارد.

به دلیل شبگرد بودن شاه روباه، میزان قلمرو شبانه به طور متوسط ٠٨/١ کیلومتر مربع است که به طور قابل ملاحظه ای با مسافت طی شده شبانه ارتباط دارد.

الگوی فعالیت وحرکت

شروع فعالیت شاه روباه ارتباط بسیار خوبی با غروب خورشید دارد اما خاتمۀ فعالیت شبانه اش دارای ارتباط ضعیفی با طلوع خورشید است. پایان فعالیت ارتباط خوبی مجموع زمانی فعالیت شبانه و موفقیت در یافتن غذا خواهد داشت همچنین نور مهتاب تأثیری بر طول یا زمان پایان فعالیت ندارد. روباهها تمایل دارند در نیمه اولیه فعالیت شبانه از لانه هایشان دور باشند ( ١٠٠متر≤) ودر هنگام طلوع آفتاب نزدیک آن باشند ( ١٠٠ متر >). به طور کلی میانگین مسافت طی شده در هر فعالیت شبانه ٧/٢± ٢/٩ کیلومتر مربع می باشد.

عادات غذایی

 شاه روباه به طور عمده حشره خوار و میوه خوار است. تفاوت در رژیم غذایی ممکن است بازتاب توانایی شکار در هر منطقه باشد. شکار مهره داران کوچک در مناطق صخره ای به دلیل پنهان شدن در میان سنگها، توسط روباه به شدت وقت گیر و سخت است ولی در زیستگاههای هموار و دشتی به دلیل قرار گیری لانه جوندگان و سایر مهره داران کوچک در اطراف بوته ها شکار آسانتر می باشد.

به طور کلی به دلیل جثه کوچک و توده بدنی کم، مقدار غذای روزانه این گونه محدود می باشد واین نیاز خود را می تواند با خوردن میوه ها و حشرات تأمین کند. میوه هایی مثل انگور و هندوانه رسیده، حشراتی مثل نوعی سوسک، ملخ، مورچه، موریانه، بی مهره گانی مثل عقرب و انواع جوندگان غذای مطلوبی برای شاه روباه به حساب می آیند. مواد گیاهی مثل انواع دانه ها و زباله های موجود در زیستگاه را هم می توان به رژیم غذایی این گونه اضافه نمود. شاه روباهها در تابستان کمترین وزن را دارند که ممکن است نشان دهندۀ کمبود مواد غذایی در زیستگاه باشد.

 

تولید مثل

گونه شاه روباه در فصل زمستان و ماههای دی و بهمن جفت گیری می کندو پس از طی ۵٠ تا ۶٠ روز دورۀ آبستنی، ٢ تا۴ نوزاد به دنیا می آورد؛ به مدت ۶ تا٨ هفته به توله ها شیر می دهد و در سن ٨ تا١٢ ماهگی توله ها به سن بلوغ خود می رسند. عمر متوسطی برابر با ۴ تا۵ سال دارند ولی دیده شده است که در اسارت تا ١٠ سال هم عمر می کنند.

تهدیدات عمده

در حال حضر به طور واضح تهدید عمده ای در محدودۀ پراکنش شاه روباه وجود ندارد ولی آسیبهایی وجود دارد که به نوبۀخود جمعیت گونه را تحت تأثیر قرار میدهد. تخریب زیستگاه یکی از این عوامل و آسیب هاست. در برخی از کشورها مردم محلی فرقی بین گونه هی مختلف روباه قائل نمی شوند و از دید آنها همۀ گونه های روباه آفت تلقی می شوند.به دلیل اینکه روباهها به ماکیان حمله میکنند و به محصولات کشاورزی صدمه می زنند، توسط کشاورزان شکار یا مسموم می شوند. پوست زیبای این حیوان هم بهانه ایست برای شکار شدن توسط شکارچیان پوست که این خود دلیل دیگری بر کاهش جمعیت این گونه است.

 

تاریخچه پراکنش

حضور شاه روباه برای اولین بار از جنوب غربی آسیا در سال ١٨٧٧ گزارش داده شده و نمونه هایی از افغانستان، پاکستان، ایران و ترکمنستان جمع آوری شد. در سال ١٩٨١ در فلسطین اشغالی شناسایی گردید و بعد از آن از سراسر خاورمیانه، مصر و غرب کانال سوئز گزارش شد.

 

پراکنش جهانی

بومی در کشورهای افغانستان، مصر، ایران، اردن، عمان، پاکستان، فلسطین اشغالی، عربستان سعودی، امارات و یمن.

پراکنش در ایران

 در مناطق شرق خراسان، فارس، عباس آباد اصفهان، سیاهکوه، دره انجیر، بافق و و نایبندان طبس مشاهده شده است.

وضعیت فعلی

این گونه در فهرست سرخ در طبقه کمترین نگرانی قرار دارد.